تبليغاتX
☼ مهــــر آفتـــاب ☼

☼ مهــــر آفتـــاب ☼

☆بهترین امید آن است که معتقد باشى هر جا که هستی خدا با توست...




"مادر ،ای مادر خوب

این چه روحی است عظیم؟

وین چه عشقی است بزرگ؟ 


...

مادران خوب سرزمینم

شما آیتی از شبنم صبحهای ستاره باران

 و نغمه عفت و مهر و زلالی و صداقتید ..


هزار آیینه از جنس دعا به شما عطر تمامی گلها تقدیم می کنیم


 زیرا شما بهترین خلقت آفرینش هستید .


این روز قشنگ را به تمامی  مادران و خانم های عزیز وبلاگم

 ( پرنیان عزیزم ، ویس نازنین ، زهرا ی مهربان ، پرنیان دل آرام مهربان  ،
 

مهتاب جون ،فرینوش عزیز ، رضوان جون ، مهرآفرین نازنین ، افسون عزیز ،

پروانه جون ،خورشید نازنین ،قاصدک عزیز ، ونوس مهربان ،

ققنوس عزیز ، بهشته نازنین ، سپیده عزیز و ..)

تمامی
عزیزان تبریک می گم

و آرزوی سلامتی و سعادت برای همگی تان دارم
.

اگر نامی را از قلم انداختم به بزرگواری خودتان ببخشید .


روز تان مبارک دوستان آفتابی ...

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید



اگر دوست داشتید برای مادران گرامی و یا عزیزانتان بنویسید من با کمال میل  می خوانم .


نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 13:48 توسط آفتـــــاب @| |


گاه می رویم تا برسیم ...

گاه می رویم تا برسیم.

کجایش را نمی ‌دانیم.

فقط می‌ رویم تا برسیم ...




بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.

گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.

باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.

باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...




گاه رسیده ای و نمی‌ دانی

و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای

مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است

که گاهی هیچ روی نمی دهد

و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی!





پدر می گفت تصمیم نگیر!

و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است

اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است




گاه حتی لازم است بعد از نمازت بنشینی و فکر کنی،

ببینی كه ورای باورهایت چیست؟


ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟




گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی،

حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛

ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟



یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شوی

با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و

ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست ...




شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی


در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟




لازم است گاهی عیسی باشی

ایوب باشی

و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آیی و

از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی:

سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ...

آیا ارزشش را داشت؟



سپس کم کم یاد می ‌گیری

که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری

می آموزی كه باید در باغ خود گل پرورش دهی

نه آنكه منتظر کسی باشی تا برایت گلی بیاورد.

یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی

که در خداحافظی محکم باشی

و یاد می گیری که بیش از آنكه تصور می كردی




 خودت و عمرت ارزش دارد

نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:45 توسط آفتـــــاب @| |

تقدیم به قهرمانان خوب و صمیمی وبلاگم .شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے



سخنان آنتونی رابینز ( بر گرفته از کتاب توان بی پایان )

1- انگیزه :

انگیزه ، زندگی بخش و نیرو دهنده است و به زندگی معنی می بخشد و هیچ عظمتی بدون عظمت انگیزه به دست نمی آید .

2- ایمان :

ویژگی یک قهرمان موفق ایمان است . افراد موفق می دانند که چه می خواهند و ایمان دارند که ان را به دست می آورند .

3- استراژی :

روشی است که با آن امکانات خود را در جهت هدفمان تنظیم می کنیم .

4- درک ارزشها :

ارزشها سیستم خاص عقیدتی برای تمیز درستی ها از نا درستی هاست ،و شناخت این ارزشها است که زیستن را توجیه می کند .

5- انرژی :

یک منبع حیاتی برای ماست .هر چه بیشتر انرژی داشته باشید ، از نیروهای ذخیره فکری و جسمی خود بیشتر استفاده خواهید کرد .

6- نیروی صمیمیت :

افرادی که بتوانند رشته های مودت و صمیمیت را با مردم یکه دارای عقاید و فرهنگ متفاوت هستند مستحکم کنند بزرگترین موفقیت را در زندگی خود به دست آورده اند .و این دوستی وقتی کامل است که آن را از ته دل احساس کنند و بدون چنین حالتی زندگی پوچ و تو خالی است .


7- مهارت در ارتباط موثر با خود و دیگران :

کیفیت زندگی هر کسی بستگی به ارتباطش با خود و دیگران دارد . افراد موفق می دانند که چگونه با مسائل زندگی روبرو شوند و از تجربیات حاصل از آن استفاده کنند .در حالی که افراد نا موفق مشکلات زندگی را به عنوان محدودیتهای خود پذیرفته اند .




سعی‌ کن انقدر کامل باشی‌

که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران،

گرفتن خودت از آنها باشد


پائولو کوئلیو

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 0:15 توسط آفتـــــاب @| |


که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه

خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم






که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه

یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم



که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه

در زندگی با شکست مواجه شده ایم



که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه

یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است



که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی

 ما دراز می شوند بخاطر اینکه

یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم





که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه

 

در یکی از آنها به ما خیانت شده است




که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه

در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم



به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم

 

و به یاد داشته باشیم که همیشه






شانس های دیگری هم هستند

دوستی های دیگری هم هستند

عشق های دیگری هم هستند

نیروهای دیگری هم هستند

و افق های بهتری هم هستند




تنها باید قوی و پُر استقامت باشیم

 

و همه روزه در انتظار روزی بهتر و شادتر از روزهای پیش باشیم ...



نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 10:2 توسط آفتـــــاب @| |

 



نمی دانم چه سرنوشتی انتظارتان  را می کشد ،

اما یک چیز را می دانم :

از جمع شما تنها کسانی خوشبخت می شوند

که راه خدمت کردن را به دیگران بیاموزند.

البرت شواتیزر

 

هرچه سخاوتمند تربشویم شادتر می شویم

هرچه همکاری بیشتری بکنیم ارزشمندتر می شویم

هرچه پر حرارت تر شویم مولدتر می شویم

هرچه خدمت بیشتری بکنیم موفق تر میشویم

هرچه معاشرتی تر بشویم مفیدتر واقع می گردیم

هرچه کنجکاو تر بشویم خلاق تر می گردیم

هرچه صبورتر شویم فهیم تر می گردیم

( اثر ویلیام آرتور وارد )

 

ذهن ما زندان است

ما در آن زندانی

قفل آن را بشکن

در آن را بگشای

و برون آی ازین دخمه ظلمانی

 نگشایی گل من

خویش را حبس در آن خواهی کرد

همدم جهل در آن خواهی شد

همدم دانش و دانایی محدوده خویش

و در این ویرانی

همچنان تنگ نظر می مانی

هر کسی در قفس ذهنی خود زندانی است

ذهن بی پنجره دود آلود است

 ذهن بی پنجره بی فرجام است

بگشاییم در این تاریکی روزنه ای

بگذاریم زهر دشت نسیمی بوزد

بگذاریم ز هر موج خروشی بدمد

بگذاریم که هر کوه طنینی فکند

بگذاریم ز هر سوی پیامی برسد

 بگشاییم کمی پنجره را

بفرستیم که اندیشه هوایی بخورد

و به مهمانی عالم برود

گاه عالم را درخود به ضیافت ببریم

بگذاریم به آبادی عالم قدمی

و بنوشیم ز میخانه هستی قدحی

طعم احساس جهان را بچشیم

 و ببخشیم به احساس جهان خاطره ای

ما به افکار جهان درس دهیم

 و زافکار جهان مشق کنیم

 و به میراث بشر

دین خود را بدهیم

 سهم خود را ببریم

خبری خوش باشیم

و خروسی باشیم

 که سحر را به جهان مژده دهیم

نور را هدیه کنیم

 و بکوشیم جهان

 به طراوت و ترنم

تسکین و تسلی برسد

و بروید گل بیداری، دانایی، آبادی

 در ذهن زمان

 و بروید گل بینایی، صلح، آزادی، عشق

 در قلب زمین

ذهن ما باغچه است

 گل در آن باید کاشت

 و نکاری گل من

 علف هرز در آن میروید

زحمت کاشتن یک گل سرخ

کمتر از زحمت برداشتن

هرزگی آن علف است

گل بکاریم بیا

تا مجال علف هرز فراهم نشود

بی گل آرایی ذهن

 نازنین ؛

نازنین ؛

نازنین

هرگز آدم ، آدم نشود.

 

مجتبی كاشانی
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 21:40 توسط آفتـــــاب @| |


آخرين مطالب
» مادر ! این چه عشقی ست بزرگ ؟
» گاه می رویـم تا برسیـم‎ ...
» هفت صفت ویژه قهرمانان
» به یاد داشته باشیم که...
» گل بکاریم بیا... تا مجال علف هرز فراهم نشود
» باز کن پنجره را ...
» بهانه ای برای با هم بودن و با هم اندیشیدن
» بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست..
» یـک لبخنـد تا خوشبـختی راه است ...
» شما سزاوار رهایی هستید ...

Design By : TopBloger.com

Others